تبلیغات
فریاد سکوت

فریاد سکوت

همه چی تموم شد

اینجا دیگه اخره خطه








خداحافظ......


[ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 02:05 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


‫دلتنگم


‫دلتنگم ... نه برای کسی ... از بی کسی!!!
خسته ام ... نه از تکاپو ... از در به دری !!!
نه دوستی ... نه یادی ... نه خاطره شیرینی !!!
تنهایم ...تنهاتر از آن سنگ کنار جاده !!!
اما مشتاقم ... مشتاق دیدار آن کس که صادقانه یادم کند...‬


[ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ 02:43 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


خدانگهدار فصل تنها من

خدانگهدار مظلوم ترین فصل ها 

ما را ببخش

سرمایت را دیدیم

 پاکی و سپیدیت را نه

دلگیری,می دانم

...

یک رنگیت را ارج ننهادیم 

غرق چند رنگیه بهار شدیم 

ما انسانها همانیم

یک رنگها را دوست نداریم

مبهوت و غرق رنگهای پر ریا میشویم 

 ما را ببخش

ندانستیم
 
آب رنگ , نقاشی بهار را از قطرات برف و باران تو 

توان کشیدن دارد

ما را ببخش

عطر گل یخ را 

که عطر آگین وجود توست 

فراموش کردیم

خدانگهدار فصل تنها من

می دانم سال دیگر میایی

بعد از اشک ریزان پاییز

به پیشواز

 نه عیدی داری نه عیدانه ای

ما را ببخش

که ندانستیم 

اگر هیزمی روشن می کند گرمایی را در خانه مان

این گرما مدیون حضور توست

آدم برفی مهربان با تو معنا میگیرد 

آغوش گرم با تو تصویر می شود

ما را ببخش
...
خدانگهدار

 مظلوم ترین فصل ها 

زمستان





[ یکشنبه 6 فروردین 1391 ] [ 02:35 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


‫با عشق زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق....


‫با عشق زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق....
.
.
.
بـــه كجـــا میـــــــروی ای دوســــت، كمــی صبـــــــر بكــــن
... 
صبـــر كـن عشــــق زمین گیــــر شود بعـــــد بـــــــرو 

یـــا دل از دیـدن تو سیـــــر شود بعــــد بــــــرو 

ای كبــــوتر به كجا، قدر دگر صبر بــكـــن 

آسمان زیر پرت پـیــر شود بعـد بـــرو 

تو اگر کوچ كنی بغض خدا میشكند 

صبر كن گریه بزنجیر شود بعد برو 

یـك نفـر حســـرت لبخـند تــــو را میـدارد 

خنـده كن عشق نمك گیر شود بعد برو 

خــــواب دیــــدم شبـــــی از راه، ســــواری آمـــــد 

صبــــــر كــــــــــن خواب بــــــــه تعبــیـــر شود بعـــد برو



[ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 02:31 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


بر پیشانیم بوسه بزن


خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...
بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...
خسته شدم بس که تنها دویدم...
اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...
می خواهم با تو گریه کنم ...
خسته شدم بس که...
تنها گریه کردم...
می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...
خسته شدم بس که تنها ایستادم



[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 01:01 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


می ترسم


‫امروز پر از بوی بارانم

امروز بی دلیل بی دلیل بی دلیل

از دنده ی بی خیالی بلند شده ام

کاش میشد همین جای خط

نقطه ای برای پایان من در نظر گرفت

من از پسرفت ناگزیر می ترسم


[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 12:43 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


شبیـــه شعــــری



‫زندگـــی شبیـــه شعــــری اســــت ؛

قــــافیــــه هـــایـــش بـــا مـــن

تــــو فــقـــط

همیشــــه

ردیــــــف بـــاش‬


[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 12:39 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


او دوستم ندارد‬

هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یکجا جمع نمی شود که در همین سه واژه کوتاه :


 او دوستم ندارد‬


[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 12:32 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


تازه به این رسیدم.....



 

‫تنهـــایــی،

با همـــه ی درد هــــایش،

بهتــــر از با تــــو بودن است

با همــــه ی بی محلـــی هـــای


[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 09:52 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


تنها




‫چه سنگین گذشت عصر بارانی ام

گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را

گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود

تا حرفهایم

در بستری از بغض بخوابند


[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 09:49 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


کم آوردم!!!


‫همیشه نمی شود

زد به بی خیالی و گفت:

تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم...

یک وقت هایی

شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای

کم میاوری ! ...


[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 09:18 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


ارامش

undefined     
‫یه مرداب برای به دست اوردن یه نیلوفر سالها می خوابه تا ارمش نیلوفر به هم نخوره پس اگر کسی رو دوست داری برای داشتنش حتی شده سالها صبر کن.‬



[ دوشنبه 24 بهمن 1390 ] [ 12:36 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


مغرور نباش

این قد خودت را نگیر 
این قدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن 
وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد فکر نکن که فوق العاده ای!!! 
مطمئن باش که اون کم توقعه!!!!!


[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 01:17 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


دل به دریا زدم اما...

هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت..........

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 01:13 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


مخصوصه اذین

همیشه میگن حرفتو ساده بزنی زودتر به دل میشینه پس ساده میگم



ببخشم

w87edm9lemhhepf1wi.jpg


[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 02:00 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


چقدر؟؟؟؟



چقدر باید بگذرد !!!!!!!!!!!!!!!!

تا من در مرور خاطراتم 

وقتی از کنار تو رد میشوم 

تنم نلرزدو ...... بغضم نگیرد!!!!!!!!!!

چقدر؟؟؟؟

 



[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 01:16 قبل از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


شمع


otanfl18e8h7kff4a7gd.jpg

                                              ‫دلـم یک شب ِآروم میخــواد
                            بــا آهنگـــی رومــانتیک
                    چنــد تا شمــــع
                                     و یــــــک عالمــــــه تــــو. . .!‬



[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 02:15 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


قاصدک

اینم به خاطره مهدیه جون
                                                  78ytvx52vamtrkd0sj4n.jpg"
‫قاصدک غم دارم ، غم آوارگی و دربدری
غم تنهایی و خونین جگری ،
قاصدک وای به من ، همه از خویش مرا می رانند
همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند
قاصدک دریابم !
روح من عصیان زده و طوفانیست
آسمان نگهم بارانیست
قاصدک غم دارم
غم به اندازه سنگینی عالم دارم
قاصدک غم دارم
قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی
قاصدک حال گریزش دارم
می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست
پستی و مستی و بد مستی نیست
می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست
شاید آن نیز فقط یک رویاست !!!


[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 09:07 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


خسته ام


‫از من فاصله بگیر ….
هر بار که به من نزدیک می شوی
باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت
از من فاصله بگیر ….
خسته ام از امیدهای کوتاه … !!!‬


[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 02:58 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]


بی تو

‫نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند

می گویند حساسیت فصلی است

آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم


[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 02:55 بعد از ظهر ] [ یه تنها ] [ شاید حرف تو آرومم کنه() ]